خرید بک لینک
وقتی به تو گفتماینجوری چه قدر قشنگهو تو خندیدی و گفتی آره قشنگهمن تازه فهمیدم چرا همه دنبال آغوش هستند، حتی خود توصورتت رو صورتم بود و من با کنجکاوی تمام برای اولین بار مُدام...پی نوشت: تصویر ذهنی من از تو به مانند صدای بوسه از خود بوسه بود : از نزدیک و در واقعیت تو چیز دیگری هستی.(باور کن اینجا بیشتر از این نمیتونم بحث رو باز کنم) + نوشته شده در ۱۴۰۲/۱۲/۱۲ ساعت 19:49 توسط Fils00f  | 

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: يکشنبه 20 اسفند 1402 ساعت: 15:25

تو:

تو را در میان این همه درد پنهان کردم

من:
اما من هنوز میان این همه درد، رنج تو را دارم
تا کی چنین محالی؟ تا کی چنین نهانی؟
ماه از نیمه گذشت و تو هنوز در من نهانی...

+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۱۲/۱۳ ساعت 12:57 توسط Fils00f  | 

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: يکشنبه 20 اسفند 1402 ساعت: 15:25

آره نه خوشحالم نه غمگین

نه شادم نه ناراحت

نه میخوام و نه نمیخوام ...

تنهایی اولین و آخرین انتخابیه که باهاش در آرامشم.

+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۱۲/۱۶ ساعت 19:54 توسط Fils00f  | 

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: يکشنبه 20 اسفند 1402 ساعت: 15:25

یادت باشه خود تو گذاشتی راحت ازت جدا شه دلم ...... بعد نوشت:من اینقدر خوب شدم برات که خودت خواهی گفت نه دیگه نرو، بی تو نمیتونم ... بعد نوشت:من به تنها'>تنهایی شدم عزیز دلت ! مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند.

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: چهارشنبه 9 اسفند 1402 ساعت: 18:59

من اصرار ، تو انکار من تکرار و تو هم تکرار من آبی ام و تو... و کبود شد لبهایت و من نفس نفس تو را نفس کشیدَم...

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: چهارشنبه 9 اسفند 1402 ساعت: 18:59

قلبش خیلی میخواهد میان نگاه عمیق او بر چشم و قلبش در میان این هیاهو بماند... میخواهد بی هیج دردی خود را به او برساند و خود را به قلب او بسپارد میداند درون او چقدر بیتاب است بی تاب خودش،می داند به غیر او هیچ قلبی اینگونه برایش نمي تپد اکنون من می دانم تو خود را میان سیاهی که برایت به بار آورده،گم کرده ای

برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: چهارشنبه 9 اسفند 1402 ساعت: 18:59

صفحه بندی